![]() |
![]() |
|
| هنر و موسیقی |
|
نام نام اوست
۲ - استفاده از یک ساز برای یک شخصیت : یعنی برای شخصیت پردازی یک شخصیت خاص از یک ساز بخصوص استفاده کنیم که البته می تواند در کنار استفاده از یک ملودی خاص برای یک شخصیت هم قرار بگیرد . نمونه ی این کار فیلم بی بی چلچله است ساخته ی کیومرث پوراحمد که در آن سه شخصیت وجود دارد : ۱- درخت ۲- پسر بچه ی شیطون ۳-مرد میان سال راننده ی کامیون ملاحظه می شود که این سه شخصیت هیچ ارتباطی هم به یکدیگر ندارند برای درخت پیانو درنظر گرفته شده چون درواقع درخت حکم مادر دارد باتوجه به داستان و پسربچه با آن درد و دل می کند و آن را بی بی خطاب میکند و در ادامه مرد میانسال هم با این درخت دردو دل میکند به همبن دلیل پیانو که ساز مادر است برای درخت انتخاب شده . برای پسر بچه ریکورد (فلوت ریکورد) انتخاب شده چون در موسیقی ارف به این سن و سال بچه ها این ساز را آموزش می دهند و اصولا این ساز برای موسیقی کودک مناسبتر است و نهایتا برای مرد میانسال کلارینت انتخاب شده که سازی با وقار و سنگین است ولی داخل فیلم مرد میانسال کارهایی می کند که از آن بچه هم بچه تر می شود هم خودش و هم کلارینت چرا که با این ساز هم می توانید صدای سنگین تولید کنید و هم سبک . بنابرایم جایی که هرسه با هم در صحنه هستند ریکورد و پیانو و کلارینت با هم ترکیب می شوند و همنوازی اجرا می کنند در نتیجه این شخصیت پردازی بوسیله فیلم بیننده پس از گذشت ۲۰ دقیقه از فیلم اگر چشم خود را ببندد می تواند بگوید چه کسی در صحنه وجود دارد و کدام شخصیت در صحنه وجود ندارد . تمام این فیلم جریان مردی است که درحال تعریف خاطرات کوچکی خودش است و نتیجه ی آن بچه کوچک در آخر فیلم می رسد به بچه ای که بزرگ شده پس ریکورد تبدیل به فلوت می شود . مبحث بعدی : استفاده از یک ساز مشخص و یک ملودی مشخص تواما برای شخصیت پردازی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/07/30ساعت 10:56 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
با عرض سلام به کلیه ی دوستان وعرض پوزش به علت این تاخیر طولانی در بروز کردن وبلاگ . باید عرض کنم به دو دلیل این تاخیر طولانی بوجود آمد اول این که در حال تهیه ی آلبوم دومم هستم و ضبط استودیو و مراحل تولید کار خیلی وقت گیر هست که مشغله ی کاری هم به اون اضافه شده و من شرمنده ی شما دوستان شدم و دوم در تلاش هستیم تا یک وبسایت درست کنیم با امکانات خوب پخش موسیقی بطوریکه نیاز به دانلود نباشه و این وبلاگ رو به وبسایت موردنظر انتقال بدیم . درهرحال من بروز رسانی وبلاگ رو بزودی شروع می کنم و مجددا در کنار شما علاقه مندان به موسیقی خواهم بود با تشکر از همگی شما یا علی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/06/24ساعت 11:10 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
روش های شخصیت پردازی به ئسیله ی موسیقی : 1 - یک ملودی برای یک شخصیت با ویژگی های مشخص قابل تغییر : مثل مجموعه ی امیر کبیر که هر شخصیتی یک لایت موتیف برای خود دارد به دلایل منطقی که مانند تاریخی و شخصیتی و سینمایی . یعنی زمانی که زن امیر با زنهای دربار با هم هستند تم و ارکستر متفاوت است با زمانی که امیر و شاه با هم هستند که تم امیر و تم شاه با هم ترکیب شده و هر دو وجود دارند . زمانی که امیر و مادرش هستن تم امیر که ماهور است به دلیل شاد بودنش و عظمت داشتن امیر با تم دشتی که حالت غم انگیز دارد برای مادر امیر که احساس فراغ فرزند دارد با اهم ترکیب شده اند یعنی دو تم کاملا مجزا همچنین زمانی که امیر و شاه و سفیر انگلیس با هم هستند همینگونه است و غیره . نکته ی مهم در اینجا این است که لایت موتیفها را چگونه ترکیب کنیم که در ترکیب کردن آنها شدت و ضعف ملودی با شخصیتها در ارتباط است یعنی قوی بودن تم ارتباط مستقیم با اولویت شخصیت دارد از اصلی به فرعی یا کارکرد شخصیت را باید درنظر گرفت یعنی شخصیتی که در آن صحنه ی بخصوص اثر بیشتری را با توجه به فیلم ایفا می کند باید دارای تم قوی تر باشد خواه نقش اصلی باشد یا فرعی . همچنین در صحنه ی عروسی که شاه مست است و می خواهد حکم قتل امیر را ممهور کند یعنی یک حادثه ی خیلی بزرگ خارج از عروسی اتفاق خواهد افتاد چند موسیقی وجود دارد یکی موسیقی محفل اعروسی است با همان سازهای شنگول و منگول بزمی ایرانی و موسیقی دوران قاجار یعنی قری و طرب انگیز و از طرفی وقتی صحنه به بیرون عروسی می رود یک ارکستر هیولایی مدرن کلاسیک غربی در حال اجرای موسیقی عظیم ترسناک و دلهره آور است کخ مادر شاه در حال توطئه و اخذ حکم قتل امیر است وقتی صحنه داخل عروسی می رود موسیقی بزمی ایرانی بصورت قوی است یعنی اینجا عروسی است و آن موسقی هیولایی توطئه انگیز خیلی ضعیف شنیده می شود یعنی بیرو دارد اتفاقی می افتد که اثرش در داخل است و وقتی هم صحنه به بیرون می رود قضیه عکس می شود یعنی موسیقی توطئه انگیز سمفونیک قوی می شود و موسیقی بزمی ایرانی بصورت ضعیف شنیده می شود یعنی این اتفاقات خارج از عروسی مربوط به داخل جشن است . بطور خلاصه در این قسمت باید یک ملودی شاخص برای هر شخصیت وجود داشته باشد که با تغییرات شخصیت ملودی هم تغییر کند یعنی قابلیت تغییر را داشته باشد . مبحث بعدی : استفاده از یک ساز برای یک شخصیت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/24ساعت 9:2 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست شخصیت پردازی در موسیقی فیلم : شخصیت پردازی در موسیقی مبحث بسیار مهم و شیرین و پیچیده است که علی رغم کتمان برخی کارگردانان در سینما هم کاربردهای فراوان دارد بعنوان مثال سمفونی فانتاستیک برلیوز برای یکی از شخصیتهای یک داستان نوشته شده برای خانمی است که آهنگساز بخاطر آن خودکشی کرده است که از یک تم ساخته شده که به آن ایده ی فیکس می گویند که هر جا موضوع ان خانم مطرح می شود این ایده ی فیکس هم می آید این کار اولین نمونه ی شخصیت پردازی در سینما است . بعدها واگنر از این ایده ی شخصیت پردازی برلیوز در اپراهایش استفاده می کند و نامش را می گذارد لایت موتیف . لایت موتیف : لایت موتیف ملودیی است که در اپراها و نهایتا در سینما برای شخصیت ها می گذارند و کاربرد آن این گونه هست که هر زمان آن شخص به صحنه می آید یا اثری از آن در صحنه هست یا افرادی دیگر درباره ی آن صحبت می کنند آن لایت موتیف نواخته می شود تا اثر آن شخصیت حضور داشته باشد مانند پلنگ صورتی ُ لاو استوری ُ لورنس عربستان ُ محمدرسول ا...(ص) و ... پس یکی از سخت ترین کارهای آهنگساز فیلم ساختن لایت موتیفها است برای شخصیتهای مورد نظر داستان که البته خیلی ها هم این کار را نمی کنند به دلایل مختلفی مثل سخت بودن آن ُ ضعف در تعبیر و تفسیر صحنه ها برای ساخت موسیقی و ... از سختیهای این کار این است که مثلا اگر در فیلم برای آشیل لایت موتیف می سازیم ممکن است این شخصیت درطول فیلم ۳ یا ۴ بار تغییرات روحی داشته باشد پس ملودی شما باید قابلیت این تغییرات را داشته باشد . بنابراین موسیقی می تواند در فیلم شخصیت پردازی انجام دهد آن هم به نحو احسن حتی کارهایی بکند که تصویر از انجام آن عاجز است یا کاری را که اگی بخواهد تصویر آن ساخته شود ساعتها طول بکشد و دقایق زیادی از فیلم را هم بگیرد می توان با چند ثانیه موسیقی انجام داد مثلا در پدرخوانده ی ۱ جوانی هست که می خواهد بازیگر شود ولی کارگردان علی رغم پاشاری های جوان ُ او را به فیلمش راه نمی دهد نهایتای جوان نزد پدرخوانده آمده درخواست کمک می کند افراد پدرخوانده سر اسب مورد علاقه ی کارگردان را می برد و در تخت او می گذارد که از فردا آن جوان بازیگر می شود حال اگر می خواستند این صحنه را بسازند که افراد پدرخوانده می آیند و این اسب را سر می برند و در تخت خواب کارگردان می گذاردند هم زمان زیادی برای ساخت آن باید صرف می کردند هم هرینه زیادی خرج می کردند و هم زمان زیادی از فیلم را می گرفتند برای حل این مشکل می بینیم که : دوربین از بیرون می آید داخل خانه کارگردان و همزمان با داخل شدن دوربین به خانه ی کارگردان لایت موتیف پدرخوانده را می شنویم اینجا بیننده متوجه حضور پدرخوانده یا افراد او می شوند و وقتی کارگردان بیدار شده سر اسب را می بیند با یادآوری آن لایت موتیف هنگام حرکت دوربین به داخل خانه ی کارگردان می فهمیم برید سر اسب کار پدرخوانده بوده . در این فیلم چند شخصیت لایت موتیف دارند از جمله پدرخوانده (مارلن براندو) جانشینش (آلپاچینو) و جانشین آلپاچینو که هر سه شخصیت و لایت موتیفهایشان در پدرخوانده ی ۱ معرفی می شوند زمانی که در پدرخوانده ۱ پدرخوانده ی اولی را می کشند لایت موتیف پدرخوانده ی اولی یعنی مارلن براندو به آلپاچینو انتقال می یابد در حالیکه خود آلپاچینو لایت موتیف داشت و لایت موتیف دومی به سومی انتقال می یابد و این کار انتقال قدرت و جانشینی را تداعی می کند حتی مرگ انسان را یادآوری می کند . موسیقی فیلم خلاقیت و ایجاز سینمایی ایجاد می کند با شخصیت پردازی یعنی به جای اینکه صحنه را بسازیم با موسیقی و ایجاز صحنه را بیان می کنیم . مثالی دیگر زمانی است که پدرخوانده در کلیسا غسل تامید می دهد ولی افرادش بیرون کلیسا آدم می کشند ُ داخل کلیسا تم کلیسایی است و خارج کلیسا لایت موتیف پدرخوانده رو صحنه ی آدم کشی افرادش است که نشان می دهد این پدرخوانده است که آد م می کشد . مبحث آینده : شکلهای مختلف شخصیت پردازی موسیقی در سینما |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/17ساعت 9:54 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
سال ۱۳۸۸ را به همه ی شما عزیزان هر جای این کره ی خاکی که هستید تبریک می گم و آرزو می کنم که سال ۱۳۸۸ سال رسیدن به بهترین آرزوها و سال سرافرازی و پیشرفت کشور عزیزمون در همه ی عرصه ها بخصوص فرهنگ و هنر باشه . سال نو مبارک
نوروزتان پیروز هر روزتان نوروز
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/12/28ساعت 8:45 توسط سهیل |
|
|
۶ - سکوت در سینما یکی از مواردی که در موسیقی فیلم اهمیت بالایی دارد مسئله ی سکوت در موسیقی فیلم یا سکوت در سینما است که متاسفانه در سینمای ایران کمتر به آن توجه می شود ُ مخصوصا که برخی کارگردانان همیشه اصرار دارند تا یک صدایی حتما توی باند باشد ُ موسیقی ُ دیالوگ ُ افکت یا .... درحالیکه سکوت تاثیرات دراماتیکی می تواند ایجاد کند به شرطی که استفاده از آن حساب شده و در سر جای خودش باشد که در اینصورت نتنیجه فوق العاده خواهد بود مانند فیلم بوسه یا همان کیس ُ این فیلم به لحاظ ارزش سینمایی فاقد هرگونه ارزشی می باشد اما طراحی صوتی آن خیلی حیرت انگیز است یعنی اگر صدا را برداریم دیگر فیلم هیچ چیزی ندارد و کاری که با افکت و موسیقی شده خیلی اعجاب انگیز است . از سکوت کارگردانان بزرگی مثل کوبریک ُ هیچکاک و ... بهره گرفته اند . نتیجه : برای ایجاد کششهای دراماتیکی استفاده از سکوت و حتی صداهای زمینه و زیرصدا که قرار نیست شنیده شوند بسیار موثر است . نمونه ی استفاده از سکوت مثلا در ژانر اکشن یا ترسناک در صحنه های شب که می خواهد اتفاق ترسناک بیفتد یا در عملیاتهای شبانه ی فیلمهای جنگی با تعبیر اینکه عملیات شبانه در سکوت انجام می شود قابل ذکر است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/12/27ساعت 12:5 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
بیان کلی : هنر میکس ، جایگذاری و حرکت دادن خلاقانه ی صدا در فضای بین بلدگوها است. یک صدابردار باید نسبت به تمام متغیرها و امکاناتی که تجهیزات می توانند خلق کنند آگاه باشد . یک صدابردار باید در تمام ساختارها وخصوصیاتی که می توانند مطرح شوند ماهر بوده و آنها را درک کند . میکس : میکس برای تنظیم و مناسب سازی آهنگ به کار می رود و می تواند شفاف و واضح یا نامرئی باشد . میکس می تواند برای خلق متغیرهای مختلف موسیقی به کار رود . میکس می تواند ابزاری برای پررنگ کردن و ارتقاء خصوصیات مختلف صدا باشد . میکس می تواند برای خلق شلوغی و ... استفاده شود . یک صدابردار بزرگ از میکس برای برطرف کردن محدودیتهایی که در کار انجام شده وجود دارد استفاده می کند .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/26ساعت 10:48 توسط سهیل |
|
|
اندازه به عنوان تابعی از انتشار و پخش استودیو : هرچقدر پخش و انتشار استریو عریض تر و وسیع تر باشد ، صدا فضای بیشتری را پوشش خواهد داد . لازم به توضیح است که استریو افکتی است که برعکس افکت پس آوا یا ریورب صدا را در یک فضای خاص قرار نمی دهد بلکه فقط صدا را بین بلندگوها در همه جا حاضر نشان می دهد . چنین افکتی می تواند با قرار دادن 2 میکروفون برای یک صدا خلق شود . بنابر این وسیع تر و عریضتر شدن استریو به این معنی است که در فضای کلی بین بلندگوها فضای بشتری را بگیرد یعنی بیشتر در همه جای بلندگوها شنیده شود و قوی تر باشد .
اندازه به عنوان تابعی از پس آوا (ریورب) : قرار دادن افکت پس آوا ( ریورب) در میکس مانند قراردادن صدای خاص یک فضای معین در فضای بین بلندگوها می باشد . پس آوا یا ریورب در واقع از صدها تاخیر یا دیلی تشکیل شده و در اصل به معنای صدها نمونه از یک صدا می باشد . پس آوا وقتی به صورت استریو پن می شود فضای خیلی زیاد و بزرگی را اشغال می کند چرا که انگار صدها نمونه از یک صدا در صدها نقطه ی مختلف بین بلندگو ها باشد . می توانیم ریورب را هم پن و اکولاز کنیم یا ولوم آن را تغییر دهیم بنابراین می توانیم ریورب را درهرکجا از چپ تا راست ، بوسیله ی پن کردن دو خروجی استریو ی ریورب در وضعیتهای مختلف ، جایگذاری کنیم . هرچقدر پخش و انتشار استریو وسیع تر باشد ، ریورب فضای بیشتری را اشغال کرده و موجب پوشش بیشتری می شود . هنگامی که درجه صدای ریورب را افزایش دهیم که اینکار بوسیله ی زیاد کردن ارسال کمکی یا آکس سند روی ترک صدایی که به افکت ریورب می رود یعنی ریورب دارد انجام میشود ، ریورب در میکس به جلو منتقل می شود . بوسیله ی اکولایزر می توانیم جایگیری ریورب را کمی به بالاتر یا پایین تر منتقل کنیم که به ترتیب ریورب را کوچکتر یا زیرتر و بزرگتر یا بم تر می کند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/26ساعت 10:32 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
بخش ج - نمایش تصویری صدا : در اینجا هدف این است که نشان داده شود هر صدا چقدر فضا بین بلندگوها دربر می گیرد ُ در اینصورت می توانیم به مسئله ی بزرگ و مهم پوشش رسیدگی کنیم . هرچقدر یک صدا فضای بیشتری را بگیرد ُ بیشتر صداهای دیگر را در میکس پوشیده و پنهان می کند . نظر به اینکه فضای محدودی بین بلندگوها وجود دارد احتیاج داریم که اندازه فضای هر صدا را در بین اجتماع صداها بدانیم ُ تجسم یک صدا چقدر فضا را بین بلندگوها دربر میگیرد ؟ اندازه به عنوان تابعی از محدوده فرکانسی(اندازه ی فضای هر صدا بین اجتماع صداها منظور نظر است) : صدا های با فرکانس پایین یعنی صداهای بم تر فضای بیشتری از صداهای با فرکانس بالا یعنی صداهای زیرتر را دربر میگیرند مثلا صدای گیتار باس فضای بیشتری را از صدای ویولن می گیرد و باعث تیره تر شدن میکس می شود یعنی گیتارباس صداهای دیگر را پوشش می دهد یا هر ساز بم دیگری هم همینطور است .سازهای با فرکانس بالا یعنی سازهای بم ُ بالاتر و کم حجم تر از سازهای با فرکانس پایین یعنی سازهای زیر جای می گیرند نتیجتا صداهای با فرکانس پایین یعنی صداهای زیرتر با شکلهای بزرگتر و جایگیرتری ُ پایین تر در بین بلندگوها نشان داده می شوند . اندازه به عنوان تابعی از ولوم صدا (اندازه ی فضای هر صدا بین اجتماع صداها منظور نظر است) : هرچقدر یک صدا در میکس بلندتر باشد صداهای دیگر را بیشتر پوشش خواهد داد . بنابراین صداهای بلندتر ُ برجسته تر و بزرگتر هستند مثلا صدای خیلی بلند یک گیتار تمایل خیلی بیشتری به پوشش صداهای دیگر دارد تا یک صدای نرم و پایین آن بنابراین یک گیتار باس که قبلا گفتیم حجیم است درصورتیکه صدای آن بلندتر هم شود بسیار بیشتر صداهای دیگر را خواهد پوشاند .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/26ساعت 9:16 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
تاکید : تاکید یا آکسان در هر کلمه بر روی هجایی قرار می گیرد که موکدتر از سایر هجاها تلفظ می شود یا بعبارتی آن هجایی که هجای اصلی کلمه است و قوی تر از سایر هجا ها ادا می شود دارای تاکید یا آکسان است که تعیین محل تاکید در کلمه به معنی و لهجه فارسی بر میگردد بصورتی که درهنگام تلفظ آن کلمه نه معنی آن خدشه دار شود و نه لهجه ی فارسی آن یا لهجه ی مربوط به آن کلمه. بعنوان مثال کلمه ی شبنم که آکسان آن روی شب قرار می گیرد حال اگر آکسان را روی نم بگذاریم معنی کلمه عوض می شود (امتحان کنید!) یا کلمه ی شیرین که اگر آکسان را روی ین بگذاریم یعنی شیرین به معنی مزه ی شیرین خواهد بود و اگر تاکید را روی شی بگذاریم یعنی شیرین به معنی اسم دختر خواهد بود . پس آهنگساز در هنگام تلفیق موسیقی با کلام باید مواظب باشد تا آکسان های موسیقی خود را در محل تاکیدات کلمات بگذارد تا دچار نقصان نشود .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/16ساعت 12:59 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست 5 – موسیقی برای ایجاد کششهای دراماتیک : به هزار و یک دلیل ممکن است در فیلم احتیاج به این نوع موسیقی یعنی کشش های دراماتیک وجود داشته باشد مثل : ایجاد وحشت ، ایجاد هیجان ، تعقیب و گریز ، عملیات شبانه (مثل فیلمهای دفاع مقدس) . در نتیجه این نوع موسیقی در فیلم بسیار گسترده و وسیع است . یکی از مواردی که خیلی در فیلمهای بخصوص فیلمهای اکشن رایج است ایجاد هیجان و حتی گاه ایجاد هیجان کاذب است : بعنوان مثال در فیلم آرواره های کوسه 1 ، صحنه های دارد که آرتیستها ی فیلم وسط دریا داخل قایق نشسته اند ، دوربین از کشتی می آید بیرون و دریا را نشان می دهد که خیلی صاف و آرام است وزیبا ولی موسیقی آنچنان هیجانی دارد که بیننده تصور می کند کوسه هر لحظه امکان دارد از آب به بیرون بپرد و حمله کند ولی این اتفاق هیچوقت نمی افتد و کوسه حمله نمی کند که همان هیجان کاذب با موسیقی ایجاد شده ولی زمانی که واقعا کوسه حمله می کند با هیجانی که قبلا بصورت کاذب ایجاد شده توام می شود و حس ترس وحشتناکی را بوجود ومی آورد که بخاطر همین صحنه جان ویلیامز جایزه اسکار گرفت به دلیل این که در آن صحنه ها خود فیلم هیجانی نداشت بلکه موسیقی ایجاد هیجان کرده بود که آن هیجان را پیوند زده بود به صحنه ی واقعی حمله ی کوسه . نهایتای این نوع موسیقی در صحنه های تعقیب و گریز ، وحشتناک ، فرار یک عده از آدم ها ، حمله ی جانوران به آدم ها و .... این جور صحنه ها شکل می گیرد . قابل ذکر است که در این نوع فیلمها گاهی از دو نوع موسیقی استفاده می شود مثل ماتریکس ، ژوراسیک پارک 2 ( سرزومین گمشده ) و ... که یکی زمینه ی موسیقی است و دیگری ریتم تند . خلاصه : منظور از موسیقی برای ایجاد کششهای دراماتیک همان نتهای کشیده است که هنگام وجود هیجان ، هیجان را تشدید می کند یا هیجان کاذب مورد نیاز را ایجاد می کند که اگر موسیقی را از فیلم بگیریم دیگر هیچ هیجانی ندارد .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/16ساعت 10:52 توسط سهیل |
|
|
به دلیل اهمیت مباحث اصلی در زمین هی موسیقی رو حرکت این بخش را ادامه می دهیم و بخش موسیقی فیلم در ایران را به زمان دیگری موکول می کنیم . 3 – استفاده ی موسیقی در صحنه های اسلا موشن : Slow Motion اگر از هر فریم فیلم سه کپی گرفته شود و کنار همدیگر گذاشته شوند همان اسلا موشن می شود یا همان صحنه های آهسته بنابر این تصویر 3 به 1 بزرگ می شود یعنی تعدادش زیاد می شود و هر فریم فیلم 3 تا فریم می شود بنابراین سرعت فیلم سه برابر کند می شود که حالا برای این صحنه های اسلا موشن آهنگسازها کار متفاوتی را انجام می دهند . معمولا کاری که آهنگسازها انجام می دهند این است که در اینگونه صحنه ها به دلیل اینکه بیننده بهتر صحنه را ببیند اسلا موشن می شود موسیقی با تاکید و کشش بیشتر روی صحنه می گذارند و سرعت موسیقی هم متناسب با سرعت تصویر که تقریبا یک سوم شده به سک سوم یا مشابه آن تقلیل می یابد . پس موسیقی می نویسند که سرعت کمتری دارد که این موسیقی می تواند همان تم اصلی موسیقی متن باشد که سرعتش کمتر شده کشش بیشتر ی دارد با تاکید بر روی موسیقی توسط آکسانها و یا می تواند تم اصلی متن نباشد و موضوی موسیقیایی دیگری باشد با مشخصات گفته شده .
4- موسیقی خنثی کننده ی حرکت : یعنی موسیقی که حرکت را از تصویر می گیرد ، برای چه اصلا آهنگساز باید این کار را بکند ؟ یعنی حرکت را از تصویر بگیرد ؟ جواب : فقط در مواقعی که کارگردان و آهنگساز با هم به این نتیجه برسند و حتما باید هدفی پشت آن باشد . هر هدفی ممکن است باشد مثلا تضاد دو تا چیز با هم دیگر مثل صحنه ای که عروسی است ولی موسیقی عزا دارد مگر هدفی پشتش باشد یعنی عاشقی این معشوق کشته اند و اورا بالاجبار به عقد آدم منفی داستان در می آورند یا مثلا یکی دارد جوک می گوید و می خندد ولی موسیقی غم انگیز است ، دل آشوب کن و خراب است مانند فیلم کوایدان اثر سایوکو بایاشی که ماجرای درگیری قبایل قدیمی ژاپنی است با یکدیگر که جنگ را می بینی ، بکش بکش ولی موسیقی دنیای دیگری دارد و هیچ ربطی ندارد به صحنه ولی فوق العاده دراماتیک است چرا؟ چون انسانیت و عدل و برابری از بین می رود در این جنگ دیگر احتیاجی به آن موسیقی تشدید کننده ی پر نشاط پیروزی بخش حرکت نیست بلکه چون همه چیز دارد نابود می شود اینگونه موسیقی دراماتیک نوشته شده است . یا در سریال امیر کبیر در صحنه ای که امیر تبعید می شود به کاشان و با خانواده خداحافظی می کند و می رود و سوار کالسکه می شود در اینجا ریتم به کل از موسیقی گرفته می شود مثل موسیقی آوازی ایرانی که خواننده می خواند و نی هم می نوازد اما اسبها با آخرین سرعت چارنعل می تازند و تند حرکت می کنند اما موسیقی لخت است و حتی می توانست اصلا نباشد اما چون کارگردان می داند چه می خواهد شکل فیلمبرداری به گونه ای است که اسبها از روبرو به سرعت می آیند اما احساس می کنی اصلا نزدیک نمی شوند یعنی حس ایستایی است که ما بعنوان بیننده امیدواریم هیچگاه این کالسکه به کاشان نرسد .
نکنه مهم دربارهی سریال امیر کبیر این است که همه ی شخصیتهای اصلی در این مجموعه یک تم دارند ، تم اصلی امیر کبیر که همان موسیقی تیتراژ و معروف آن است ، مادرش یک تم دارد ، گروه خبیث یک تم دارند ، شاه یک تم دارد که هر کدام یک دستگاه موسیقی ایرانی است و در مقاطعی از زمان حتی با هم قاطی می شوند و قتی این شخصیتها یا خود با هم در جایی اجتماع کردند یا در حضور جمعی از آنها با هم اثر شخصیت دیگری وجو دارد حال به هر گونه ای .
مبحث بعدی : موسیقی برای ایجاد کشش دراماتیک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/28ساعت 12:55 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست بخش ب : فضای بین بلندگوها ترسیم ولوم ، فرکانس و پن به صورت تصویری : برای شرح روشهای مختلف میکس ، باید اول طریقه ی اثر گذاشتن هریک از تجهیزات را روی تجسم و جایگیری ظاهری صدا در بین بلندگوها ترسیم کنیم . سه پارامتر اصلی صدا را یعنی پن ، ولوم و فرکانس را با محورهای تصویری X ،YوZ منطبق می کنیم .
۱-پن کردن صدا بصورت چپ و راست : پن کردن یعنی جایگذاری صدا بصورت چپ و راست در بین بلندگوها که در محور X و در راستای افق یا موازی با افق از چپ به راست(یا بالعکس) تصور می شود . یعنی صدا را در محور افق حرکت دهیم و در چپ یا راست یا وسط یا فضایی بین اینها در بین بلند گوها بگذاریم . هدف اصلی این کار شبیه سازی ارکستر در هنگام ضبط است یعنی مثلا اگر روی سن ویولن اول ها در سمت چپ ارکستر قرار دارند آنها را به سمت چپ پن می کنیم یا اگر مثلا باس درام زیر پای چپ نوازنده است آنرا به بلنگوی چپ و اگر اسنیر درام (همان صدای تیش) با دست راست نوازنده نواخته می شود به بلندگوی راست پن کنیم .
۲-درجه ی صدا یا ولوم صدا بصورت عقب و جلو : همانگونه که می دانیم صداهایی که به ما نزدیکتر هستند بلندتر و رساتر ، و صداهای دورتر نرمتر و ملایمتر شنیده می شوند ؛ بنابر این درجه ی بلندی یک صدا در میکس بصورت جلو یا عقب یا به عبارتی در محور Z و در راستای عمق و سطح بصورت جلو و عقب بودن صدا تصور می شود . مثلا وقتی به یک آهنگ گوش می کنیم متوجه می شویم که برخی صداها کاملا جلو هستند مثل صدای خواننده یا صدای ساز سلو در حالیکه سازهای دیگر مانند زهی ها و گروه کر اغلب در زمینه هستند . نتیجتا اگر در میکس صدایی را جلو بخواهید اولین کاری که باید بکنید این است که فیدر (دستگیره ی ولوم ) ولوم صدا را روی کنسول میکس بالا ببرید و همچنین پایین آوردن ولوم صدا ، صدا را در زمینه قرار خواهد داد . قابل ذکر است که علاوه بر فیدر ولوم برای جایگذاری عقب یا جلو ی صدا ، فاکتورها و تجهیزات دیگری هم وجود دارند که می توانند صدا را عقب و جلو بکنند مانند کمپرسور و لیمیتر ، بالا بردن اکولایزر در محدوده ی مورد نظر ، تاخیرهای Delay ککمتر از 30 میلی ثانیه ، هر افکتی که صدا را غیر طبیعی جلوه دهد بطوریکه صدا به جلو منتقل شود و پس آوا یا همان Reverb و تاخیرهای با زمان طولانی که صدا را در فاصله ی دورتر قرار می دهند (این افکتها بصورت کامل در فصل 4 مورد بررسی قرار خواهند گرفت .) بنابراین : هرچقدر صدا بلندتر باشد در تجسم و در میکس جلوتر ظاهر خواهد شد .
۳-گام و فرکانس صدا به صورت بالا و پایین : یک تصور جالب در شنیدن آهنگها این است که در اکثر مواقع به نظر می رسد که صداهای با فرکانس بالاتر یعنی صداهای زیرتر بالاتر از صداهای با فرکانس پایین تر یعنی بم تر وجود دارند مثلا صدای زهی های اکتاو بالا ، بالاتر از صدای گیتار باس شنیده می شوند یا بعبارتی صدای گیتار باس پایین تر از صدای زهی های اکتاو بالا است که این محدوده ی بالا و پایین را در محور X که محور عمودی است تصور می شود . این تصور که فرکانسهای پایین یا صداهای بمتر پایین تر از صداهای زیرتر با فرکانس های بالاتر احساس می شوند به این دلیل است که فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شوند اما فرکانسهای بالاتر اینگونه نیستند . مثلا مهم نیست چه مقدار باس به صدای فلوت پیکولو اضافه کنید ، درهرصورت صدای پیکولو هیچوقت از طریق کف اتاق منتقل نمی شود . در نتیجه استودیو های حرفه ای به گونه ای کالیبره می شوند که معلوم باشد دقیقا چه تعداد فرکانسهای پایین از طریق کف اتاق به پاهای شما منتقل می شود به این دلیل است که برخی صدابرداران دوست دارند با پای برهنه کار کنند .
بنا براین : فرکانسهای بالا در بین بلندگوها بالاتر از فرکانسهای پایین به نظر می رسند . شایان ذکر است که میتوان صدا را با تغییر فرکانس بوسیله ی پردازشگرهای هارمونیک و محرکهای شنیداری یا بوسیله ی نواختتن سازها در اکتاو بالاتر یا پایین تر یا با معکوس سازی آکورد ، بالاتر یا پایین تر ببرید . نظر به اینکه اکولایزر ، درجه ی صدا ی فرکانسهای مختلف را کنترل می کند ، بوسیله ی اکولایزر می توانیم یک صدا را بالاتر یا پایین تر ببریم ، حداقل تا مقداری .
مبحث آینده : تعیین حدود برای تجسم سه بعدی استریو |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/28ساعت 12:23 توسط سهیل |
|
نام نام اوست
فصل 2 – ارائه تجسم تصویری بخش الف : امواج فیزیکی صدا در مقایسه با جایگیری فرضی صداها در بین بلندگوها ارتباط ما با صدا و کلا تشریح صدا از دو طریق است : 1- امواج فیزیکی صدای را که از بلندگوها خارج می شود و ما آنرا می شنویم و حس می کنیم . 2- جایگیری ظاهری صدا را در بین بلندگوها تصور می کنیم . امواج فیزیکی صدا : امواج صدا وقتی از بلندگوها خارج می شوند ازمیان تمام مولکولهای داخل اتاق حرکت می کنند و به تمام نقاط بدن ما هم برخورد می کنند درست مانند امواجی که در یک استخر آب حرکت می کنند .
تجسم : جایگیری ظاهری صداها را در بین بلندگوها تجسم می گویند به این دلیل که زاییده ی تصور ماست . درنتیجه ما از واقعیت صحبت نمی کنیم زیرا مثلا وقتی صدای خواننده را در بین بلندگوها تجسم می کنیم در حقیقت صدایی در آنجا وجو ندارد بلکه این صدا از هر دو بلندگو خارج می شود و ما فقط تجسم می کنیم که صدا در بین بلدگوها قرار دارد . اگر به میکس توجه نکنید یا خارج از محدوده ی کنار بلندگوها باشید ، تجسم به وجود نخواهد آمد حتی زمانیکه شما خواب هستید هم صدا به بدن شما برخورد می کند ولی در آن هنگام تجسمی به وجود نمی آید . تجسم برای به وجود آمدن ، به تصور و فکر خلاق و فعال احتیاج دارد . افراد به دو کونه با صدا ارتباط برقرار می کنند : امواج صدا را احساس می کنند و آن را تجسم و درک می کنند . اگرچه صدا برداران حرفه ای هر دو روش را برای حصول بیشترین داده ها و اطلاعات ممکن برای میکس به کار می برند ، اغلب بیشتر نگران متغیرهایی که در دنیای خیالی تجسمات وجود دارد می باشند . محدوده وسیعی از داینامیکها بوسیله ی جایگیریهای مختلف صدا بین بلندگوها ایجاد می شود و این داینامیکها برای خلق همه ی سبکهای گوناگون میکس که مناسب با همه ی سبکها و انواع موسیقی و آهنگها می باشد به کار گرفته می شود .
مبحث آینده : بخش ب : فضای بین بلندگوها
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/21ساعت 12:52 توسط سهیل |
|
نام نام اوست
مشخصه ی 10 : کیفیت تجهیزات و ضبط همانطور که قبلا اشاره شد کیفیت سازها نکته ی قابل توجهی است . صدابردار باید مطمئن باشد که تا حدامکان تجهیزات مورد استفاده بهترین کیفیت را دارند و از این مهمتر ، خوب کار می کنند . کیفیت ضبط شامل نکاتی مانند سالم گرفتن صداها ، سطح و لول Level مناسب ضبط یعنی نه خیلی کم و نه خیلی زیاد ، استفاده از تکتیکهای مناسب و صحیح میکروفن و نداشتن دیستورشن و نویز می باشد ؛ بدیهی است که اینها وظیفه ی اصلی صدابردار هستند . یکی از ویژگیهای مثبت تجهیزات نو بودن آنها است زیرا تجهیزات به مرور زمان مستهلک شده و کیفیت خود را از دست می دهند .
مشخصه ی 11 : میکس : ممکن است میکس تنها بخش کوچکی از فرایند ضبط و خلق یک پروژه ی کامل و عالی باشد اما با این حال یکی از قدرتمندترین و مهمترین بخشهاست ، به دلیل اینکه میکس می تواند ضعفهای دیگر بخشها را بپوشاند . ادامه ی مبحث ما در بخش هنر میکس و مهندسی صدا در مورد میکس است .
مبحث آینده : فصل 1 – ارائه تجسم تصویری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/06/21ساعت 11:20 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست با سلام و عرض پوزش از تاخیر نسبتا طولانی که در به روزآوری بلاگ به وجود آمد ادامه ی مبحث قبلی درباره ی موسیقی که روی حرکت قرار می گیرد اما آنرا تشدید نمی کند را بررسی می کنیم . در طول بررسی این مبحث به قسمت استفاده از افکت در هنگام استفاده از این نوع موسیقی رسیدیم . در سینمای امروز که صدا را به شیوه ساراوندضإط و در سالن سینما ها به همین شیوه پخش می کنند از آهنگساز فیلم می خواهند علاوه بر اینکه موسیقی را میکس شده تحویل می دهد تمام باندهای اصلی را هم جداگانه ارائه دهد بنابراین در هنگام میکس افکت و موسیقی و دیالوگ با همدیگر مثل فیلم آتیلا هرکجا که لازمست قثط مثلا آن تیمپانی ها در حرکت لشگر شنیده شود آن باند جدای تیمپانی ها را اضافه بر سازمان در کنار موسیقی و افکت و دیالوگ می گذارندن و آن را بالا می کشند ( یعنی در میکس ولوم آنرا بالا می آورند ) باقی موسیقی هم که اصلا شاید لازم نباشد بطور واضح شنیده شود و فقط یک زمینه ی موسیقی خواهیم داشت که درصحنه می بینید که اول اصلا تیمپانی وجو ندارد اما یکباره یکجا چند تا ضربه تیمپانی می آید که مربوط به همان صدای ساراوند یعنی صدای اضافه ی جداگانه ی تیمپانی است که برای همان کار از آهنگساز اخذ شده و شما حتی اگر موسیقی فیلم را تنها بشنوید این تشدید تیمپانی در موسیقی توسط آهنگساز میکس نشده و شما موسیقی را عادی می شنوید و همه چیز شکل نرمال خود را دارد ولی زمانی که به سینما می آید به این شکل در می آید یه اینکه از داخل آن موسیقی بنا به ضرورت صحنه ، دلایل کارگردان ، تفسیراهنگساز و ... صدا یا صداهای خاصی را مثل همین تیمپانی در آتیلا تشدید شده می شنوید ممکن است مثلا لازم باشد یکجا جیغ یک هورن را بشنوید فقط همین هورن را برجسته و تشدید می کندد و بقیه موسیقی را کاری ندارند و حالت عادی خود را دارند که حتی ممکن است برود در زمینه فیلم و حتی شنیده نشود یا بعبارتی فقط فضا را پر می کند و کار خاصی هم قرار نیست انجام دهد براساس طراحی صوتی که انجام گرفته است . اشاره به یک نکته در این قسمت حیاتی است و آن هم این است که در معمولا در کتابچه ای که پلان صحنه ها را در آن کشیده اند ، در زیر هر پلان به آهنگساز می گویند که در فلان صحنه صدای باد داریم ، شیحه ی اسب داریم ، فریاد زدن داریم و .... و آنگاه آهنگساز می فهمد که از موسیقی چه می خواهد مثلا موسیقی یک زمینه باشد پس موسیقی را می برد به زمینه یا اصلا آنقدر افکت و دیالوگ در این صحنه است که دیگر نیازی به موسیقی نیست و تصمیم به حذف موسیقی برای این صحنه می گرد بنابراین نتیجه می گیریم که اساسا آهنگساز قبل از ساخت آهنگ برای هر پلان باید اطلاعات گفته شده را برای هر پلان داشته باشد درغیر اینصورت ناهماهنگی ها و اختلالات اصوات و خنثی شدن صداهایی که در اکثر سریالهای ایرانی وجود دارد پیش خواهد آمد . به همین دلیل می گویند که موسیقی فیلم را باید با فیلم شنید چون موسیقی فیلم بدون تصویر در خیلی جاها بی معنی می شود چرا که آهنگساز ناچار است برای صحنه های مختلف آثار متفاوت بنویسد و به یکدیگر وصل کند پس زمانگیری های دقیق همینجا ست که کارایی فراوان دارد . آهنگساز باید دقیقا محاسبه کند که کدام ضرب درکجا قرار می گیرد و در کجای تصویر واقع می شود یعنی دقیقا کجا نه کمی قبل از آن و نه کمی بعد ازآن درست باید سر جایش باشد که حسن دیگر این زمانگیری های دقیق این است که شما میتوانید دقیقا موسیقی را روی تصویر کنترل کنید بطور کامل و هر آنچه که می خواهید در تصویر و در موسیقی داشته باشید ، کنار هم و به بهترین شکل ممکن وگر نه یک زمان کلی گرفته می شد از یک پلان و می گفتند که مثلا این پلان 5/3 دقیقه است برو همین مقدار موسیقی بنویس بدون داشتن جزئیات و بیاور و آنوقت افتضاح عظیمی رخ می داد چرا که همین جزئیات را می آورند که مثلا در صحنه ای که شلوغ است موسیقی هم اوج دارد و جایی که صحنه خلوت است موسیقی هم خلوت و آرام است . و اما یک نکته ی بسیار مهم و حیاتی این است که در میکس مقداری افت لول صدا ، بالا و پایین آمدن یا زیر و رو آوردن صداها را داریم ولی قسمت اعظمش در موسیقی بصورت پورتامنتو و نوانسها (منظور همان حال صدا از نظر آرام یا قوی ، خشک یا نرم ، بتدریج قوی یا تند شونده یا بتدریج کند شونده و ..... مبحث آینده : انواع موسیقی فیلم در ایران |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/17ساعت 11:46 توسط سهیل |
|
نام نام اوست
۹ - اجرا : 1 – گام : معمولا صدابردار مسئول کنترل کوک بودن دقیق همه ی سازها و اجرای دقیق همه ی نتها با توجه به گام مربوطه می باشد و درصورت بروز هرگونه ایراد و نا هماهنگی باید آنرا به گروه گوشزد کند . اصولا دو روش برای تنظیم کوک و گام وجود دارد : روش اول با استفاده از یک تیونر یا با استفاده از کسی است که قدرت ادراک دقیق فرکانس را دارد و با استفاده از یک فرکانس معین مثلا 440 کیلو هرتز سازها را کوک کنیم که علیرغم دقیق و خوب بودن ممکن است به تنهایی کافی نباشد . روش دوم این است صدای هر ساز را دقیقا در تقابل با صداهای قبلی ضبط شده در آهنگ بررسی کنیم و از کوک بودن همه ی صداها اطمینان حاصل کنیم . این روش بسیار مهم و معمول می باشد و حتما در کنار روش اول باید اجرا شود . صدابردار باید حتما بتواند درک نسبی خوب و دقیقی از گام برای تمام سازها ایجاد کند . 2- زمانبندی : یعنی همان نگه داشتن تمپو و ریتم . شما یابد بعنوان یک صدابردار توانایی نگه داشتن ریتم و تمپو را داشته باشید و جاهایی که نیاز به تغییر تمپو را دارد درک کنید و تغییرات را اعمال کنید و اگر هم قطع با تمپوی ثابت اجرا می شود مواظب باشید تا نوازنده گان و خواننده گان تمپو را حفظ کرده جلو یا عقب نیفتند . 3- تکنیک : منظور آگاهی هرچه بیشتر از تکنیکهای سازهای مختلف است تا آنها را به نوازنده ها پیشنهاد کنید همچنین تکنیکهای آوازی البته این توقع وجود ندارد که صدابردار همهی تکنیکها را بداند اما با کار مداوم و ممارست در زمان معین به این توانایی دست پیدا خواهید کرد . 4- داینامیکها (حرکات و تغییرات): منظور کنترل میزان حجم صدا و سطح شدت احساسی در یک اجرا است . میزان حجم صدا یعنی اینکه تغییرات ولوم صدا برای سازهای مختلف کم یا زیاد نباشد و متناسب با آهنگ و موسیقیایی باشند . سطح شدت احساسی همان حس اجرا از نظر قوی یا ضعیف اجرا کردن ، شاد یا غمگین اجرا کردن ، نرم یا خشک اجرا کردن و .... می باشد . 5- کیفیت مطلوب : یک اصل وجود دارد : هیچگاه نباید اجازه دهید یک اجرا انجام شود مگر تا زمانی که شما بعنوان صدابردار راضی باشید . شاخص های وسیعی برای رضایت وجود دارند که شاخصهای عادی شامل صمیمیت ، احساسات قبلی ، و هیجانات می باشد . به یاد داشته باشید همان لحظه ای که دیگر شما از اجرا راضی شدید احتمالا راههای بسیار دیگری برای بهتر شدن کار وجود خواهد داشت . مبحث آینده : کیفیت تجهیزات و ضبط |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/17ساعت 11:42 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
در ادامه بحث قبلی درباره ی مثال فیلم طالع نحس 2 شایان ذکر است که این موسیقی که توضیح داده شد بصورت پیش زمینه یک اتفاق است که بعدا قراراست اتفاق بیفتد که موسیقی زمینه را برای آن آماده می کند حتی ممکن است اتفاقی هم نیفتد ولی فضای دلهره آمیزی برای شما ایجاد می کند که شما ناچار هستید بنشینید و ببینید چه اتفاقی می خواهد بیفتد که شاید هم حتی اتفاقی نیفتد . به هر حال تمام این موارد ومواردی که به ترتیب درآینده توضیح داده خواهند شد کارهایی است که آهنگسازان نمونه ی دیگری که از همین جنس موسیقی است یعنی موسیقی روی حرکت است ولی به سرعت حرکت کاری ندارد و ذهنیت که چیز دیگری است را توضیح می دهد و اصولا موسیقی درآن حرف دیگری را دلیل نتایجی است که پس از پایان جنگ حاصل می شود و با وجود آمدن آن صحنه ها که شکست طرف اصلی فیلم است می بینیم که این موسیقی چقدر درست روی فیلم بوده . قابل توضیح است که اغلب در این صحنه ها که موسیقی آن با هدفی مثل صحنه ی توضیح داده شده آتیلا نوشته می شوند ملودی نقش ندارد ، بیشتر عباراتی است تماتیک که گسترش پیدا می کنند که البته گاهی هم لازم است تا ملودی بیاید و خیلی هم کمک میکند . تروی نمونه ی خوبی است از موسیقی روی جنگ که تشدید کننده ی حرکت است برعکس آتیلا که آن هم به نعبیر فیلم و کارگردا و آهنگساز بر می گردد که تشدید کند یا مثل آتیلا باشد در تروی واقعا موسیقی چه مبحث آینده : ادامه همین مطلب
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/17ساعت 11:36 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
۸- ساختار آهنگ : ساختار آهنگ به نوع کاربرد و سفارش آن و به طول زمانی بخش های مختلف آهنگ یعنی پیش درآمد ُ شعر ُ اتصالها ُ سولو (تکنوازی) ُ لید ُ بداهه نوازی و خاتمه ارتباط دارد ممکن است نظر شما قسمت پیش درآمد کوتاه باشد و لی آهنگساز بلند نوشته باشد البته مثلا در این مورد خاص می توانید نظر خود را بیان کنید یا یک نسخه با نظر خود اضافه میکس کنید جهت نشان دادن تفاوتها یعنی درمورد هرکدام از عوامل بالا که نظری داشته باشید می توانید یک نسخه با سلیقه ی خود میکس کنید و به آهنگساز ارائه دهید که این کار می تواند خالق ایده های نو باشد . ۹- اجرا : مهندس صدا اغلب پر مسئولیت ترین فرد برای نقد و بررسی ُ پالایش و تصحیح اجرا می باشد . ۵ مشخصه ی اصلی در اجرا وجود دارد که صدابردارباید در هنگام ضبط و کلا خلق یک اثر به آنها توجه کند . این ۵ مشخصه عبارتند از : ۱-گام ۲-زمان بندی ۳-تکنیک ۴-داینامیک ها ۵-کیفیت مطلوب مبحث آینده : ۱- گام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/10ساعت 9:58 توسط سهیل |
|
|
نام نام اوست
۲- موسیقی روی حرکت که قرار نیست موسیقی را تشدید کند : این نوع موسیقی برای آهنگسازان موسیقی فیلم خیلی جذاب است چرا که روی حرکت قرار می گیرد ولی کارکرد دیگری به جز تشدید کنندگی حرکت دارد و حرف دیگری می زند که این کارکرد و حرف خیلی متنوع است : ۱- ممکن است در حالت اول آینده را پیش بینی کند ُ آینده ای که می خواهد اتفاق بیافتد در فیلم و لی شما هیچ نشانی از آن در تصویر فیلم نمی بینید مثل فیلم طالع نحس ۲ در صحنه ی شکار داخل جنگل که در این صحنه جنگل بسیار زیباست و همه جیز بسیار خوب ُ طبیعت زیبا و کلا تصویر زیبایی داریم ولی یک موسیقی روی فیلم هست که حکایت از این دارد که یک اتفاق سوئی قرار است بیافتد ولی چه می خواهد بشود کسی نمی داند که هنر پیشه درحال به تاخت رفتن در جنگل است ولی موسیقی مرموز و خیلی خاص است بنابراین موسیقی روی حرکت قرار گرفته ولی قرار نیست که با کاری انجام دهد و اصلا با حرکت کاری ندارد که همین امر باعث جذابیت این نوع موسیقی فیلم برای آهنگسازان فیلم است چرا که حالا می توانند خلاقیت خود را به نمایش بگذارند و چون نمی خواهند حرک را تشدید کنند حال می توانند با استفاده از تصویر موجود و موسیقی خودشان حرف سومی را به وجود بیاورند که می تواند جذاب باشد که البته این امر کار هر آهنگسازی نیست و هر کارگردانی هم ممکن است زیر بار این کار نرود و از آهنگساز همان موسیقی بر مبنای حرکت یا تشدید کننده ی حرکت را بخواهد اما اگر آهنگساز منطق خیلی قوی داشته باشد و آنچه که ارائه می کند وافعا حرف تازه ای را به فیلم اضافه کند آنموقع کارگردان می پذیرد و با اشتیاق هم می پذیرد و آن اتفاقی که باید ُ می افتد نمونه ی دیگری که موسیقی روی حرکت قرار دارد ولی اصلا کاری با خود حرکت ندارد و آنرا تشدید نمی کند در فیلم گلهای داوودی است در سال ۱۳۶۱ که موسیقی آنرا آقای روشن روان نوشته اند و آن هم صحنه ای است که در انتهای فیلم دختر و پسری که هردو نابینا هم هستند و قرار است با هم ازدواج کنند در همان هنگام عقد پسر فرار میکند و در جلسه ی عقد حاضر نمی شود و دختر به جایی می رود که محل قرار همیشگی آنها بوده یعنی پارکی که همیشه آنجا با هم ملاقات می کردند که اینجا از زمانی که دختره راه می افته تا به پارک بره و پارک را بگرده و پسر را پیدا کنه حدود ۱.۵ تا ۲ دقیقه طول می کشد که تمام مدت موسیقی روی پای دختر حرکت می کند ولی اگر قرار بود با پای ائ هماهنگ بشه احنمالا چیز مسخره ای از آب درمی آمد بنا براین این قسمت که دیگر اوج فیلم هم است و باید به کششهای دراماتیک موسیقی بپردازد و فضای دراماتیکی خوبی ایجاد کند موسیقی درست است که روی حرکت قرار مبحث آینده : ادامه همین مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/10ساعت 9:8 توسط سهیل |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
هنر موسیقی به همان اندازه که ذوق لازم دارد محتاج فراگیری دانش موسیقی هم هست لذا هیچ کس صرفا به دلیل داشتن علاقه و ذوق مادامیکه سواد و دید موسیقی را پیدا نکند موزیسین و آهنگساز نیست چه می شود کرد با این قارچهای سمی خودرو در باغ کوران خورده موسیقی ایران زمین
|
| پیوندهای روزانه |
|
حمایت از ما کمک کن آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
موسیقی فیلم پیوند شعر و موسیقی نقد وبررسی آزاد هنر میکس و مهندسی صدا |
| پیوندها |
|
جدیدترین آهنگهای ایرانی خرده کاغذ پاره ها مدیریت پروژه جدیدترین و بهترین مطالب در باره همه چیز آرزو آوای چنگ - کاوه دوستت دارم - پرسپکتیو پنجه ی آواز |
|
RSS
|